تغییر چهره

شان آرچر( تراوالتا) پلیسی است که به خاطر شلیک یک جنایت کار به نام کاستر تروی (کیج) پسرش را از دست می دهد و مدام درصدد انتقام از اوست ، طی یک خبر از محل کاستر مطلع می شود و حین یک درگیری شدید کاستر زخمی شده و به کما می رود . متخصصان پزشکی به آرچر پیشنهاد می دهند که با تغییر چهره اش به تروی تبدیل شده و با این ترتیب بتوانند تمام اعضای باند جنایت را دستگیر کنند ...

شان با اکراه قبول می کند و بجای کاستر وارد زندان می شود اما کاستر که پوست صورتش جدا شده به هوش می آید و ماجراهای عجیب و غریبی بدنبال این حادثه بوجود می آید ...

از دید من :

من این فیلم را اولین بار حدود 9 یا 10 سال قبل دیدم و به خاطر صحنه های اکشن فوق العاده اش بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم . سوژه جدید و جالب متن،  امتیاز بالای این فیلم است  . کیفیت عالی صحنه های اکشن برای بیننده جذاب و دیدنی است . در کنار همه این عوامل بازی درخشان جان تراوالتا و بعد نیکلاس کیج زیبایی خاصی به فیلم داده است .

از صحنه های مورد علاقه من درگیری این دو نفر در فرودگاه است . صحنه کلیسای فیلم که درگیری عوامل گروه را با هم همزمان نشان می دهد فوق العاده است . بازی زیبای تراوالتا در ورودش به زندان و روبرو شدنش با کیج خیلی دیدنی است و باید بگویم که از این صحنه ها در فیلم زیاد دیده می شود .

نشان دادن زندگی خانوادگی یک پلیس که حتی در خانه با خانواده اش دچار مشکل است . پلیسی که همیشه به فکر انتقام است و حتی این تصمیم از خانواده برایش مهم تر است . از آن طرف یک جنایت کار آلوده و فاسدی  که برای پول دست به هر کاری می زند ، واقعیت های انکار ناپذیر بسیاری از کشورهاست . اینکه حتی پیشرفت های پزشکی به جای آنکه در خدمت رفاه مردم باشد تبدیل به وسیله ای می شود که با کوچکترین بی احتیاطی می تواند برای مردم مخرب باشد .

به  هرحال اگرچه بارها و بارها این فیلم را دیده ام اما بازهم هرچند وقت یکبار دلم برای دیدنش تنگ می شود .

/ 40 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میتی کومان

سلام به روي ماهمون! همشهري جان يه سر بهم بزن.!

نسیم

سلام فرشته جان! خوبی؟ به روزم و منتظر نظر شما دوست عزیز شاد و تندرست باشی در پناه ایزد یکتا[گل]

nima_ara

عجب فیلم جاسوسی بوده ها.

ساز خدا

تکه هایی از دلم را نوشته ام.....خوشحال می شوم با من در احساساتم شریک شوید[گل]

علیرضا

من یه قلبم که هنوزم میزنه برای عشقشق زندگی شو جا گذاشته توی ما جرای عشقشق تو یه اسمی که همیشه میمونه توی خاطراتم جا گذاشتی یو پریدی من هنوز تو ماجراتم. به من هم یه سر به بزن . خوشحالمون کن .[لبخند]

زهرا

سام منم این فیلم رو خیلی دوست دارم البته شما یادت رفته بود راجع به صحنه هایی که آرچر میاد پیش زنش و میگه من شانم رو بنویسی!1!1!!!!!!!!!!!!!!!